باز هم من نبودم و شما هم نبودید حتماْ. چند تا وبلاگ راه افتاده که اونجا یه کم خوش کلاس تر برخورد می کنم.
چند وقت پیش داشتم به سخنرانی محمود جون گوش می دادم. بعدش هم یه آهنگ دارام و دروم گذاشت که بابا اینجا ایران است. همین جا ها بود که جرقه ای در ذهن ما زد البته تا اونجا که یادمه من لباسام پشمی نبود. اما در نهایت این جرقه انفجاری در ذهن ما ایجاد کرد که باز دست به صحفه کلید شدم.
راستش " اینجا ایران است " را زیاد شنیدم اما توی صدا و سیما و سخنرانی ها. گاهی هم محود جون می گه.
اما ...
در تاکسی:
آقا چراغ قرمز بود رفتید!
بی خیال داداش٬ اینجا ایرانه...
آقا چرا ۲ تا مسافر جلو می زنید!
بی خیال بابا٬ اینجا ایرانه...
چرا این عابر پیاده را زیر کردی! نگهدار!
بی خیال بابا٬ اینجا ایرانه...
در شهرداری:
آقا مگه روزی چند بار باید به مترو شهری کمک کرد!
بی خیال٬ اینجا ایرانه...
آقا ساعت ۱۰ شده٬ آقای فلانی نمیاد امضا کنه ما بریم؟
صبور باش٬ احتمالاْ نیم ساعت بمونی میاد٬ اینجا ایرانه دیگه...
جمع آوری زباله ها چه ساعتی هست؟
چی می گی؟ مگه نمی دونی اینجا ایرانه...
در نانوایی:
آقا ملت تو صف هستند این نون ها را واسه کی می زاری کنار!
چی داش؟ حرفی داری؟ انگار خارجه بابا اینجا ایرانه...
آقایون و خانمها مرتب تو صف وایستید.
این ادها ماله خارجی هاست٬ اینجا ایرانه...
در مدرسه:
سلام٫ آقای مدیر مدرسه زودتر تعطیل شد اما به من خبر ندادید؟ (والدین کودک گم شده)
زودتر که نبوده٬ همش ۲۰ دقیقه٬ تو ایران هم که چیزی نیست. ایرانه دیگه...
شاگرد: آقا معلم ما بلدیم بمب اتم بسازیم... (دانشمند هسته ای)
معلم: آره لابد بعد از خوردن حبوبات... (اینجا ایرانه...)
در خانه:
بابا من یه ایده خوب تجاری دارم!
پسرم اینجا ایرانه٬ خیلی ها از این کارا کردن آخرش ضرر دادن.
مامان بابا را راضی کن بزاره برم کاراته...
دختر گلم آخه دختر و کاراته!
اینها ببین تو تلوزیون نشونشون میده (عوارض خرید ماهواره)
عزیزم اینا خارج هستن٫ اینجا ایرانه...
خوب حالا سوال نسبتاْ فنی این است:
اینجا ایران است!
یا
اینجا ایرانه...
» شما به چه کسی رای می دهید؟
» از قوانین انتخابات کشور چه می دانید؟
» چگونه کاندیدا ها را شناسایی می کنید؟
به گزارش ايرنا، "روي کين" بازيکن سابق منچستر يونايتد و ملي پوش محبوب تيم ايرلند و سر مربي ساندرلند ، در جمع بسياري از خبرنگاران در پاسخ به اين پرسش که چرا در اين مدت ، با ظاهري جديد ومتفاوت روي نيمکت ساندرلند حاضر شده است، اظهار داشت: دوست داشتم شبيه دکتر احمدي نژاد، رئيس جمهوري اسلامي ايران باشم.
وب سايت ديلي مش که اين خبر را منتشر کرده است به نقل از کين ، افزود : تصميم به استعفا ، بسيار سخت بود . در حقيقت مي خواستم با ساندرلند به آنچه که وعده داده بودم ، برسم اما اين گونه نشد. وي ابراز اميدواري کرد که اين تيم ، در ادامه راه موفق عمل کند و بدون او به آنچه که قرار بود برسد، دست پيدا کند.
این آدرس سایت شرکت هست که طراحی اون کار بنده هست. فردا نگید جز خوندن اخبار و طنز نویسی کار دیگه ای بلد نیستم.
این که از قدیم ما موقوع ورود به جایی بگیم یا الله یه رسم هست. اما بعضی ها دچار اشتباه می شن و فکر می کنند که وقتی کسی می گه یالاه هم همین منظور را داره. باید گفت که ایشان منظورشون اینه که یالا زود باش.
حالا حکایت این رئیس جمهور لبنان شده که با یالا گفتن اومد داخل ایران. بدبخت هنوز نفس نکشیده بود احضار شد به ایران برای عرض ادب و دوستی با براداران حزب الله.
میما-< ![]()
امروز در هفته بسیج هستیم و راستش یاد بلاگ افتادم و گفتم به هر طریق که شده تحولی کنم درش. اخرین باری که در وبلاگ مطلب گذاشتم دقیقاً 2 روز بعد از آخرین دیدار من با بچه های مسجد بود!
این جالب بود که بعد از قطع رابطه با پایگاه مسجد به موجب مشکلات کاری و تحصیلی کلاً این فعالیت های ما هم تعطیل شد. البته یه وقت فکر نکنید که میما بسیجی هست ها. این بنده خداها اینقدر اصرار کردن که داداش یه عکسی، شناسنامه ای چیزی بیار واسه خودتم خوبه تا ما کارت صادر کنیم اما ما گفتیم دلت بسیجی باشه کارت می خوای چه کار.
حالا نمی دونم در این میان که ما از همه جا شدیم، این رفقای آمریکایی ما چرا دیگه حالی از ما نمی گیرن. شایدم هم دلگیر هستن از ما!
به قول پدرم " کار نیک از پر کرد است "، و ما هم در همین راستا با هر آنچه که از سر می گذرد این بلاگ را پر می کنیم. بدون توجه به حقوق مصرف کنندگان. البته به نظر موتور های جستجو هم از همین ضرب المثل ما پیروی می کنند و هر جا که پر تر بود را طبعاً بالاتر نمایش می دهند.
پیشنهاد جدیدی نیست.